سپلشک آوردن
(~. وَ یا وُ دَ) (مص ل.) (عا.) بد آوردن.
(زَ دِ یا دَ) (ص مف.) (عا.)
۱- آفت – دیده، آسیب دیده (محصول).
۲- درختان میوهای که بار نداده باشند.
(تَ) [ په. ] (مص مر.)
۱- بنا کردن.
۲- اختراع کردن.
۳- آفریدن.
۴- آماده کردن.
۵- پختن.
۶- جعل کردن.
۷- نواختن، ساز زدن.
۸- سازگاری کردن، تحمل کردن.
۹- (عا.) استعمال مواد مخدّر و نشئه شدن.
(لَ) [ فا – ع. ] (اِ.) (عا.) پول یا هدیهای که هنگام مراسم عقد از طرف خانواده داماد به عروس داده میشود تا او رضایت خود را برای ازدواج اعلام کند.