عامیانه

زورچپانی

(چَ) (حامص.) [ ع. ] (عا.) = زور – تپانی: اصرار و پافشاری یا اعمال زور و فشار برای انجام گرفتن کاری.

    زو کشیدن

    (کِ دَ) (مص ل.) (عا.) اصطلاحی است در باز الک دولک که طرف مغلوب باخته باید در مسافت معینی بدون تازه کردن نفس بدود.

      زهره

      (زَ رِ یا رَ) (اِ.)
      ۱- کیسه صفراء.
      ۲- مایع زرد رنگ و تلخ موجود در کیسه صفرا. ؛ ~ترک شدن (عا.) به شدت ترسیدن.

        زه زدن

        (زِ. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) از پا درآمدن، از میدان به در رفتن.

          زه کشیدن

          (~. کَ یا کِ دَ) (مص ل.)
          ۱- کشیدن زه کمان.
          ۲- (مص م.) (عا.) سخت شدن جراحت، تیر کشیدن عضلات.

            زنیکه

            (زِ کِ) (اِمصغ.) (عا.) = زنکه: برای تحقیر و توهین زن گویند.

              زنبر

              (زَ بَ) (اِ.) (عا.) ظرفی مستطیل شکل که هر گوشه آن یک دستگیره دارد و به وسیله آن خاک، خشت و مانند آن راجابه جا کنند.

                پیمایش به بالا