عامیانه

زد

و بند (زَ دُ بَ)(اِمر.) (عا.) توطئه، توطئه – چینی.

    زخم

    (زُ) [ ع. زهم ] (اِ.) (عا.) طعم و بویی که از سفیده تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.

      زبان ریختن

      (~. تَ)(مص ل.)(عا.) چرب – زبانی کردن، با چرب زبانی درخواست خود را مطرح کردن.

        زاغ و زوغ

        (غُ) (اِ.) (عا.)
        ۱- فرزندان خردسال و اقوام نزدیک کسی.
        ۲- شور و غوغا و آشوب.
        ۳- گریه و ناله.

          ریغ

          (اِ.) = ریق: (عا.) مدفوع، گه. ؛ ~ ش در آمدن ~کنایه از: ضعیف و ناتوان گردیدن. ؛~ رحمت را سر کشیدن: کنایه از: مردن، فوت کردن.

            پیمایش به بالا