زن ذلیل
(زَ. ذَ) [ ع – فا. ] (عا.) ویژگی آن که از زنش میترسد و مطیع و فرمان بردار مطلق اوست.
(زَ لَ بُ) (اِمر.) (عا.) اسباب و آلات بازیچه مانند و غالباً زاید که برای زیور به خود میآویزند یا بی هوده در جایی نگه میدارند.
(زِ رِ) (اِ.)
۱- درختچهای است با برگهای دندانه دار و گلهای خوشهای زرد رنگ که میوه آن کوچک و قرمز رنگ و بیضوی است. ر یشه و برگ و میوه آن به مصارف دارویی و خوراکی میرسد.
۲- (عا.) لفظی حاکی از خشم و اعتراض مترادف «آی زکی».