ریغ
(اِ.) = ریق: (عا.) مدفوع، گه. ؛ ~ ش در آمدن ~کنایه از: ضعیف و ناتوان گردیدن. ؛~ رحمت را سر کشیدن: کنایه از: مردن، فوت کردن.
(اِ.) = ریق: (عا.) مدفوع، گه. ؛ ~ ش در آمدن ~کنایه از: ضعیف و ناتوان گردیدن. ؛~ رحمت را سر کشیدن: کنایه از: مردن، فوت کردن.
(دِ) (اِمص.)
۱- ریدن.
۲- مدفوع.
۳- (عا.) انجام کاری یا گفتن چیزی از روی ناشی گری که باعث خرابی شود.
(رُ غَ) (حامص.)
۱- نوعی اشکال فنی در موتور که باعث سوختن روغن همراه با سوخت موتور میشود.
۲- (عا.) کنایه از: بی رمق شدن.