مصدر لازم

تدرج

(تَ دَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) اندک اندک و آهسته آهسته پیش رفتن.

    تدریج

    (تَ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- درجه به درجه پیش رفتن.
    ۲- آهسته آهسته کاری را انجام دادن.

      تدفق

      (تَ دَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.) جهیدن آب، روان گشتن آب با سرعت و فشار.

        تخلخل

        (تَ خَ خُ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- جدا شدن اجزاء و ذرات جسمی از هم.
        ۲- خلخال به پای کردن.
        ۳- بزرگ شدن حجم جنس بدون آن که جسم دیگری به آن اضافه شود.

          تخلص

          (تَ خَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- رهایی جستن.
          ۲- گریز زدن به مدح ممدوح (در شعر).
          ۳- بیتی که شاعر نام شعری خود را در آن آورد.
          ۴- نام یا لقبی که شاعر برای خود انتخاب می‌کند.

            تخلف

            (~.) [ ع. ] (مص ل.) سپس ماندن، واپس کشیدن، بازماندن، دنبال افتادن.

              پیمایش به بالا