(تَ أَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- محکم و استوار شدن. ۲- بزرگ شدن.
(ثَ أَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) باز ایستادن از گناه، توبه کردن.
(تَ أَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.) یگانه شدن، یکی شدن.
(تَ أَ خُّ) [ ع. ] (مص ل.) پس ماندن، عقب افتادن.
(تَ أَ خّ) [ ع. ] (مص ل.) برادری کردن دو گروه با هم.
(تَ أَدُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- فرهنگ آموختن. ۲- باادب شدن.
(دَ) (مص ل.) تاب آوردن، تحمل کردن.
(نِ تَ) (مص ل.) توانستن.
(~.) [ په. ] (مص ل.) ۱- برافروختن، روشن شدن. ۲- گرم گردیدن.
(دَ) (مص ل.) ۱- اندوهناک شدن. ۲- بی قرار شدن. ۳- ویار کردن.