(اُ دَ) (مص ل.) ۱- جلو زدن. ۲- برتری یافتن.
(مَ دَ) (مص ل.) ۱- نزدیک آمدن. ۲- اتفاق افتادن، روی دادن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) اقتدا کردن، متابعت کردن.
(تَ) (مص ل.) ۱- کم کردن و کاستن برای زیبا ساختن. ۲- آرایش کردن. ۳- صیقل دادن.
(~. مَ دَ) (مص ل.) ۱- ظاهر شدن. ۲- حاصل شدن.
(پِ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- ظاهر شدن. ۲- معلوم گشتن. ۳- یافته شدن. ۴- به وجود آمدن.
(شُ دَ) (مص ل.)۱ – خم شدن. ۲- پریشان و مضطرب گشتن.
(~. زَ دَ) (مص ل.) باده نوشیدن، میخوردن.
(~. س ِ دَ) (مص ل.) پی سپردن، راه رفتن.
(~. بُ دَ) (مص ل.) آگاه گشتن، اطلاع یافتن.