مصدر لازم

احتراق

(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- سوختن، آتش گرفتن.
۲- محو شدن یکی از پنج سیاره «زحل، مشتری، مریخ، زهره، عطارد» در زیر شعاع خورشید، یا مقارنه خورشید با یکی از آن‌ها.

    احتضار

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- حاضر شدن.
    ۲- فرا رسیدن هنگام مرگ.
    ۳- جان کندن.
    ۴- شهری شدن، از سفر یا بیابان به شهر آمدن.

      احتفاظ

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) نگاه داشتن، حفظ کردن.
      ۲- (مص ل.) خویشتن داری کردن.

        احتلام

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – خواب دیدن، جماع کردن در خواب.
        ۲- انزال منی در خواب.

          پیمایش به بالا