مصدر متعدی

جاانداختن

(اَ تَ) (مص م.)
۱- رختخواب انداختن.
۲- استخوان جابه جا شده را در جای خود قرار دادن.
۳- از قلم انداختن، چیزی را فراموش کردن.

    جا

    زدن (زَ دَ) (مص م.)
    ۱- جنس بدلی یا نامرغوب را به جای مرغوب و اصلی به کسی دادن یا فروختن، قالب کردن.
    ۲- از ترس، نظر و تصمیم خود را عوض کردن.
    ۳- کسی را به جای دیگری معرفی کردن.

      ثقل

      (ثَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) گران شدن.
      ۲- (مص م.) آزمودن وزن چیزی در دست.

        Scroll to Top