تنزیه
(تَ) [ ع. ] (مص م.) کسی را از عیب و آلودگی دور کردن.
(تُ دَ) (مص م.)
۱- تندی کردن، درشتی کردن، خشم گرفتن.
۲- سر زدن غنچه و شکوفه و برگ درخت، تژ زدن، جوانه زدن.
(تَ نَحُّ) [ ع. ] (مص م.)
۱- نسبت دادن.
۲- شعر یا، نوشتهای را به خود یا کسی نسبت دادن.
۳- مذهبی را اختیار کردن.