مصدر متعدی

تخنیق

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- خفه کردن.
۲- در علم عروض، حذف کردن «م» از اول «مفاعیلن».

    تخلیع

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- از هم باز کردن، جدا نمودن.
    ۲- شعری را در بحر ثقیل و وزن ناخوش سرودن.

      تخلیل

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- خلال کردن دندان.
      ۲- داخل هم کردن انگشتان دست هنگام وضو گرفتن برای رسیدن آب لای انگشتان.

        Scroll to Top