مصدر متعدی

تجلیه

(تَ یَ یا یِ) [ ع. تجلیه ] (مص م.)
۱- روشن کردن، پیدا کردن، زدودن.
۲- تهذیب ظاهر است به سبب استعمال نوامیس و احکام الهی و امتثال اوامر و نواهی خداوند.

    تجنیح

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بال قرار دادن.
    ۲- بر دو کف دست تکیه کردن و گشاده داشتن بازو (هنگام سجده).

      تجنیس

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- از جنس هم قرار دادن
      ۲- با چیزی مانند شدن.
      ۳- در ریاضی عدد صحیح را هم جنس عدد کسری کردن.
      ۴- در علم بدیع از صنایع لفظی است و در آن کوشش می‌شود الفاظی در کلام آورده شود که دارای صورت یکسان و معنای متفاوت باشند.

        تجزیه

        (تَ یِ) [ ع. تجزیه ] (مص م.)
        ۱- جزء جزء کردن چیزی، پاره‌های یک جسم مرکب را از هم جدا کردن.
        ۲- تحلیل مفردات عبارت‌ها و جمله‌ها طبق قواعد صرف، بدون در نظر گرفتن رابطه و ترکیب آن‌ها (دستور).
        ۳- تبدیل یک جسم به چند جسم ساده تر مانند ت بدیل آب به آکسیژن و ئیدروژن.

          Scroll to Top