مصدر متعدی

پالودن

(دَ) [ په. ]
۱- (مص م.) صاف کردن، پاک کردن.
۲- تهی کردن.
۳- (مص ل.) پاکیزه شدن.
۴- (مص م.) تباه کردن، ضایع کردن.
۵- (مص ل.) تباه شدن، ضایع شدن.
۶- (مص م.) گداختن، ذوب کردن، به قالب ریختن سیم و زر و مانند آن.
۷- (مص ل.) تمام شدن، کاستن.
۸- (مص م.) تشکیک کردن، انتقاد کردن.
۹- نجات دادن، خلاص دادن.
۱۰ – (مص ل.) خلاص شدن، نجات یافتن.
۱۱ – بزرگ شدن.
۱۲ – (مص م.) بزرگ گردانیدن
۱۳ – تر کردن، نمناک کردن، آغشتن.

    پالیدن

    (دَ)
    ۱- (مص م.) صافی کردن، تصفیه کردن.
    ۲- جستجو کردن چیزی در خاک.
    ۳- فروریختن.
    ۴- به آخر رسیدن.

      پاسیدن

      (دَ) (مص م.)
      ۱- نگهبانی کردن، پاس داشتن.
      ۲- مواظبت کردن.
      ۳- لمس کردن، پسودن.

        پاشویه کردن

        (~. کَ دَ) (مص م.) شستن پای بیمار با آب گرم مخلوط به نمک یا خردل و مانند آن برای پایین آوردن تب بیمار.

          پاس داشتن

          (تَ) (مص م.)
          ۱- پاسبانی کردن، نگهبانی.
          ۲- رعایت کردن، احترام گذاشتن.
          ۳- جستجو کردن، تفتیش کردن.

            پیمایش به بالا