(~. دَ) (مص م.) ۱- مالیدن. ۲- تنبیه کردن.
(دَ) (مص م.) بوسه زدن.
(کَ دَ) (مص م.) ۱- سرگردان کردن. ۲- مغلوب کردن شاه در بازی شط رنج.
(دَ) (مص م.) زبان به چیزی مالیدن.
(زَ دَ) (مص م.) با لیف و صابون خود را شستن.
(دَ) (مص م.) لیز خوردن، سر خوردن.
(دَ) (مص م.) جویدن، خاییدن.
(~. کَ دَ) (مص م.) در نوردیدن، درپیچیدن.
(لُ) [ ع. ] (مص م.) نکوهش، سرزنش.
(دَ)(مص م.)۱ – آشامیدن. ۲- دوشیدن.