مصدر متعدی طرح کردن (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) ۱- دور انداختن. ۲- چیزی را به قهر نزد کسی انداختن. ۳- پی افکندن، نقشه کاری را کشیدن.
مصدر متعدی طراز کردن (طِ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) ۱- هموار کردن، هم سطح کردن. ۲- نقش و نگار زدن بر جامه.