مصدر متعدی

دوانیدن

(دَ دَ) (مص م.)
۱- کسی یا جانوری را به دویدن واداشتن، اسب را به تاخت درآوردن.
۲- بیرون کردن.

    دم کردن

    (دَ. کَ دَ)
    ۱- (مص ل.) اشباع شدن مکانی از بخار به طوری که تنفس در آن مشکل باشد.
    ۲- (مص م.) چای، قهوه و مانند آن را در قوری دارای آب گرم کردن بطوری که طعم مطبوعی یا بد؛ جوشاندن چای و مانند آن.
    ۳- برنج را پس از آبکش کردن در دیگ برگرداندن و روی دیگ آتش ریختن تا آب خشک گردد و برنچ بپزد.

      دل دادن

      (~. دَ)
      ۱- (مص ل.) عاشق شدن.
      ۲- توجه بسیار کردن.
      ۳- (مص م.) دلیر ساختن.
      ۴- دلداری دادن.

        دک

        (~.) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- ویران ساختن ساختمان و دیوار، کوبیدن.
        ۲- هموار ساختن پستی و بلندی زمین.
        ۳- دفع کردن.

          Scroll to Top