مصدر متعدی

دبغ

(دَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- پیراستن پوست.
۲- رنگ سبز دادن جامه را.

    دانه دانه

    (~. ~.)(اِمر.)یکایک، یکی یکی، هر یک پس از دیگری. دانه کردن (~. کَ دَ) (مص م.) پراکنده کردن.

      دامن زدن

      (~. زَ دَ) (مص م.)
      ۱- باد زدن به آتش برای شعله ور ساختن.
      ۲- کنایه از: کمک کردن به برپایی فتنه و آشوب.

        داغ کردن

        (کَ دَ) (مص م.)
        ۱- بسیار گرم کردن.
        ۲- سوزاندن موضعی به وسیله آلتی فلزی که در آتش سرخ شده.

          پیمایش به بالا