مصدر متعدی

خاک کردن

(کَ دَ) (مص م.)
۱- به خاک سپردن، دفن کردن.
۲- در کُشتی، نشاندن حریف روی پا و در پشتش قرار گرفتن.

    خاریدن

    (دَ)
    ۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن.
    ۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.

      خاراندن

      (دَ) (مص م.) = خارانیدن: با سرِ ناخن روی پوست بدن (خود یا دیگری) را برای برطرف کردن خارش کشیدن.

        حیطه

        (طِ) [ ع. حیطه ]
        ۱- (اِ.) احاطه شده.
        ۲- (مص م.) حفظ کردن، در پناه خود درآوردن.

          حمیه

          (حَ مْ یَ) [ ع. حَمیه ] (مص م.)
          ۱- پرهیز دادن.
          ۲- آن چه که نگه داشته شود.

            حمل کردن

            (حَ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)۱ – بردن چیزی از جایی به جای دیگر.
            ۲- تصور کردن، در وهم افتادن.

              پیمایش به بالا