فرو خوردن
(فُ. خُ دَ) (مص م.)
۱- بلعیدن، به حلق فرو بردن.
۲- مجازاً: تحمل کردن.
(فُ. شُ دَ) (مص ل.)
۱- پایین رفتن.
۲- به زیر رفتن.
۳- فرود رفت.
۴- غروب کردن، ناپدید شدن.
۵- داخل شدن.
۶- غوطه ور شدن.
۷- غرق شدن.
۸- انحطاط یافتن، سقوط کردن.
۹- نابود شدن.
۱۰ – پوشیده ماندن.