مصدر لازم فراغ افتادن (~. اُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) ۱- آسوده شدن. خلاص شدن. ۲- کاری را به پایان رساندن و آسوده گشتن.
مصدر متعدی فراغت دادن (~. دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) ۱- آرام کردن، آسایش دادن. ۲- فرصت دادن. ۳- بی نیاز کردن.