مصدر متعدی غرما کردن (غُ رَ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) تقسیم کردن طلبکاران مال بدهکار ور – شکستهای را به نسبت طلب بین خود.
مصدر لازم غرق (غَ رْ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- در آب فرو رفتن، خفه شدن. ۲- کنایه از: محو چیزی شدن، بی نهایت جذب چیزی شدن.