مصدر

زفاف

(زِ) [ ع. ] (مص م.) عروس را به خانه شوهر فرستادن. ؛ شب ~ شب عروسی.

    زدن

    (زَ دَ) [ په. ]
    ۱- (مص م.) کوفتن، آسیب رساندن.
    ۲- یورش بردن، حمله کردن.
    ۳- دزدیدن.
    ۴- ضرب سکه.
    ۵- چیره شدن.
    ۶- برابری کردن.
    ۷- (عا.) نامیزان بودن، درست نبودن.
    ۸- (مص ل.) ضربان یافتن: زدن دل.
    ۹- الصاق کردن، چسباندن.
    ۱۰ – قرار دادن، نصب کردن.
    ۱۱ – نواختن آلات موسیقی.

      پیمایش به بالا