مصدر

جا

زدن (زَ دَ) (مص م.)
۱- جنس بدلی یا نامرغوب را به جای مرغوب و اصلی به کسی دادن یا فروختن، قالب کردن.
۲- از ترس، نظر و تصمیم خود را عوض کردن.
۳- کسی را به جای دیگری معرفی کردن.

    جا افتادن

    (اُ دَ) (مص ل.)
    ۱- با محیط یا شغل تازه سازگار شدن.
    ۲- در جای خود قرار گرفتن استخوان جابه جا شده.
    ۳- خوب پخته شدن غذا، به ویژه آش و مانند آن.
    ۴- با تجربه شدن، به کمال رسیدن.

      ثوران

      (ثَ وَ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- هیجان، به هیجان آمدن.
      ۲- برخاستن گرد و غبار.
      ۳- برپا شدن فتنه.

        ثیبوبت

        (ثَ بَ) [ ع. ثیبوبه ] (مص ل.) حالتی که پس از ثیبه شدن برای زن پیدا می‌شود.

          پیمایش به بالا