مصدر

تنقیه

(تَ یِ) [ ع. تنقیه ] (مص م.)
۱- پاک کردن، پاکیزه ساختن.
۲- لای روبی قنات و راه آب.
۳- وارد کردن داروی مایع به روده بزرگ از راه مقعد.

    تنشیف

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- خشک کردن آب یا رطوبت چیزی.
    ۲- خشک شدن شیر در پستان.

      تنغص

      (تَ نَ غُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- تیره شدن.
      ۲- تیره و ضایع شدن زندگی.

        تنصیص

        (تَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- آشکار کردن معنی کلام.
        ۲- نسبت دادن حدیث به کسی که حدیث از او روایت شده.

          پیمایش به بالا