تنعم راندن
(~. دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)خوش – گذرانی کردن، عیاشی کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- آشکار کردن معنی کلام.
۲- نسبت دادن حدیث به کسی که حدیث از او روایت شده.
(تَ نَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – نفس کشیدن.
۲- تفرج کردن.
۳- استراحت و تعطیل بین ساعتهای درس و کار مجلس، انجمن یا دادگاه.