(تَ) [ ع. ] (مص م.) سامان دادن، نظم دادن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- حُسن کلام. ۲- قرآن را با قرائت درست و آهنگ نیک تلاوت کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) برتری داشتن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- برگردانیدن. ۲- آواز را در گلو گردانیدن.
(تَ رَ تُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- پشت سر هم قرار گرفتن. ۲- در جای خود واقع شدن.
(تَ رَ بِّ) [ ع. ] (مص م.) پرورش دادن.
(~. زَ دَ) (مص ل.) آواز خواندن.
(تَ دَ) (مص ل.) تراوش کردن و چکیدن آب و مانند آن.
(تَ رَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.) چشم داشتن، انتظار کشیدن.
(~. کَ دَ) (مص م.) تعیین کردن پستی و بلندی سطح چیزی و برطرف کردن آن.