(تَ دَ نّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- نزدیک آمدن. ۲- پایین آمدن، پست شدن.
(تَ دَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) دین داشتن.
(تَ ذَ ذُ) [ ع. ] (مص ل.) دو دل شدن، مردد بودن.
(تَ ذَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- به یاد آمدن. ۲- پند گرفتن. ۳- یادآور شدن.
(تَ ذَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) خواری نمودن، فروتنی کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) به خاک سپردن، دفن کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- فریب دادن. ۲- پنهان کردن عیب کسی.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) هلاک کردن.
(تَ دَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) اندک اندک و آهسته آهسته پیش رفتن.
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- درجه به درجه پیش رفتن. ۲- آهسته آهسته کاری را انجام دادن.