مصدر

تحشیر

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- بسیار جمع کردن، گرد آوردن.
۲- تنگ داشتن نفقه بر اهل و فرزندان و غیره.

    تحصل

    (تَ حَ صُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- حاصل بودن، به حصول پیوستن.
    ۲- گرد آمدن.
    ۳- ثابت گردیدن.

      تحدی

      (تَ حَ دّ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) برابری کردن در کاری.
      ۲- نبرد جستن، به نبرد خواندن.
      ۳- فزونی جستن.
      ۴- (مص م.) قصد کردن چیزی را.
      ۵- پیش خواندن.

        تحدید

        (تَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- برای چیزی حد و مرز تعیین کردن.
        ۲- تیز کردن کارد و مانند آن.

          تحدیق

          (تَ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- تیز نگریستن، تند نگاه کردن، چشم هشتن.
          ۲- گرد کسی بر آمدن.

            پیمایش به بالا