مصدر

تجرد

(تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) ج. تجردات.
۱- زن نداشتن.
۲- پیراستن.
۳- برهنه گردیدن.

    تجرع

    (تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- جرعه جرعه نوشیدن آب یا…
    ۲- فرو خوردن خشم.

      تجرم

      (تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- گذشتن، به سر آمدن.
      ۲- گناه کردن.

        تجری

        (تَ جَ رِّ) [ ع. تجرء ] (مص ل.)
        ۱- دلیری کردن، شجاعت.
        ۲- نافرمانی، سرپیچی.

          تجذیر

          (تَ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- از ریشه کندن، بریدن.
          ۲- عددی را در خود ضرب کردن.

            پیمایش به بالا