مصدر

تبلد

(تَ بَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- کاهلی کردن.
۲- دریغ خوردن.
۳- کُندذهنی نشان دادن.

    تبعید

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- دور کردن، راندن.
    ۲- کسی را از شهر بیرون کردن، به جاهای دوردست فرستادن.

      تبقیه

      (تَ یَ یا یِ) [ ع. تبقیه ] (مص م.) گذاشتن، بجا ماندن، ماندن، باقی گذاشتن.

        تبکیت

        (تَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- خاموش کردن، زبان بند کردن.
        ۲- زدن کسی را به شمشیر و چوب دستی.
        ۳- پیش آمدن کسی را به مکروه.
        ۴- غلبه کردن به حجت.

          پیمایش به بالا