(ثَ أَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) باز ایستادن از گناه، توبه کردن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) کسی را به گناه نسبت دادن.
(تَ أَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.) یگانه شدن، یکی شدن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مهلت دادن.
(تَ أَ خُّ) [ ع. ] (مص ل.) پس ماندن، عقب افتادن.
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- تربیت کردن. ۲- تنبیه کردن.
(تَ أَ خّ) [ ع. ] (مص ل.) برادری کردن دو گروه با هم.
(تَ أَدُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- فرهنگ آموختن. ۲- باادب شدن.
(دَ) (مص ل.) تاب آوردن، تحمل کردن.
(دَ) (مص م.) ۱- جریمه دادن. ۲- عوض دادن.