(اُ دَ) (مص ل.) ۱- جلو زدن. ۲- برتری یافتن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) اقتدا کردن، متابعت کردن.
(تَ) (مص ل.) ۱- کم کردن و کاستن برای زیبا ساختن. ۲- آرایش کردن. ۳- صیقل دادن.
(دَ) (مص م.) ۱- حلقه زدن. ۲- درنوردیدن. ۳- در هم کردن.
(~. مَ دَ) (مص ل.) ۱- ظاهر شدن. ۲- حاصل شدن.
(تَ) (مص م.) ۱- پیچیدن. ۲- پخش کردن، افشاندن.
(پِ. شُ دَ) (مص ل.) ۱- ظاهر شدن. ۲- معلوم گشتن. ۳- یافته شدن. ۴- به وجود آمدن.
(پَ خُ تَ یا پِ خَ تَ) (مص م.) ۱- خستن با پای. ۲- درمانده کردن.
(~. کَ دَ) (مص م.) ۱- آشکار کردن. ۲- یافتن، جستن.
(دَ) (مص م.) ۱- خم کردن، تاب دادن. ۲- رنج دادن، فشار آوردن.