مصدر

پنبه کردن

(~. کَ دَ)
۱- (مص ل.) گریختن.
۲- (مص م.) پراکنده ساختن.
۳- خاموش کردن.
۴- منکر شدن.
۵- عاجز گردانیدن.

    پلغیدن

    (پُ لُ دَ) (مص ل.)
    ۱- بیرون زدن چیزی از حد طبیعی، مانند برآمدگی چشم.
    ۲- صدای جوشیدن آب.

      پلکیدن

      (پِ لِ دَ) (مص ل.)
      ۱- به آهستگی راه رفتن.
      ۲- رفت و آمد کردن.
      ۳- ول گشتن.

        پیمایش به بالا