آلیزیدن
(دَ) (مص ل.) جفتک زدن، لگد انداختن. آلیزدن هم گویند.
(دَ) (مص ل.) مجازاً صفتی برای چشم وقتی که نگاه میکند، ولی نمیبیند. حالتی برای چشم شخصی که مواد نشئه زا مصرف کرده.
(کَ دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- پر کردن، انباشتن.
۲- توی چیزی را پُر کردن.
۳- سطح چیزی را با چیز دیگری پوشاندن.
۴- غنی کردن، آبادان کردن.
۵- مدفون ساختن.