مصدر

آلفتن

(لُ تَ)
۱- (مص م.) آشفتن، پریشان ساختن.
۲- (مص ل.) شوریده شدن، پریشان شدن.

    آلودن

    (دَ) [ په. ]
    ۱- (مص م.) آغشته کردن، آلوده کردن.
    ۲- (مص ل.) کثیف شدن.

      آلبالو گیلاس چیدن

      (دَ) (مص ل.) مجازاً صفتی برای چشم وقتی که نگاه می‌کند، ولی نمی‌بیند. حالتی برای چشم شخصی که مواد نشئه زا مصرف کرده.

        آکندن

        (کَ دَ) [ په. ] (مص م.)
        ۱- پر کردن، انباشتن.
        ۲- توی چیزی را پُر کردن.
        ۳- سطح چیزی را با چیز دیگری پوشاندن.
        ۴- غنی کردن، آبادان کردن.
        ۵- مدفون ساختن.

          پیمایش به بالا