(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) برگزیدن.
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) تنظیم شدن، مرتب شدن. ۲- (مص م.) نظم دادن.
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- نتیجه دادن، نتیجه گرفتن. ۲- زمان زایمان چهارپایان.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- به طلب نیکویی واحسان شدن. ۲- در طلب آب و علف رفتن.
(~.) (مص م.) آفریدن.
(اَ دَ) (مص م.) چیدن، روی هم گذاشتن.
(~. تَ) (مص ل.) برای خود سود و منفعتی در نظر گرفتن، منتظر سودی بودن.
(اَ)(مص م.) بوییدن، استشمام کردن.
(اِ بِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- برانگیخته شدن. ۲- روان شدن. ۳- فرستاده شدن، ج. انبعاثات.
(اَ دَ) (مص ل.) بوجود آمدن، تولد.