مصدر

استخاره

(اِ تِ رِ) [ ع. استخاره ]
۱- (مص م.) طلب خیر کردن.
۲- (مص ل.) برای انجام کاری با قرآن فال گرفتن.
۳- فال نیک زدن، ج. استخارات.

    استدراک

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- فهمیدن، درک کردن.
    ۲- اعتراض کردن، خرده گرفتن.
    ۳- آوردن بیتی که مصراع اول مدح و مصراع دوم ذم باشد یا برعکس.
    ۴- تصحیح کردن.
    ۵- جبران کردن.

      استدراج

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) بتدریج بالا بردن.۲ – بتدریج نزدیک گردانیدن.
      ۳- (مص ل.) ظاهر شدن کرامات از غیر مؤمن.
      ۴- بیچاره گردانیدن.

        پیمایش به بالا