(~. دَ. مَ دَ) (مص ل.) ۱- شکست خوردن، تسلیم شدن. ۲- به نهایت خسته شدن.
پای درآوردن (~. دَ. وَ دَ) (مص م.) ۱- شکست دادن، از بین بردن. ۲- بی نهایت خسته کردن.
(~. پَ. ک دَ)(مص ل.) پشت – سر نهادن.
(~. سَ. نَ دَ) (مص م.) از یاد بردن، از سر بیرون کردن.
(اَ. دَ. رَ تَ)(مص ل.) خشمگین شدن، عصبانی شدن.
(~. شُ دَ) (مص ل.) متغیر گشتن، خشمگین شدن.
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.) کسی را بیش از طاقت وی تکلیف کردن. ۲- (مص ل.) نافرمانی کردن.
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ترسانیدن، دچار هراس کردن.
( اِ ) (اِ.) [ ع. ] (مص م.)۱ – سیراب کردن. ۲- روان کردن. ۳- به روایت شعر داشتن.
(اَ) [ ع. ] (مص ل.) باران نرم و ریزه باریدن.