مصدر

مثل زدن

(مَ ثَ. زَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- مطلبی را به عنوان مثل نقل کردن.
۲- چیزی را به صفتی شناختن (عموماً).

    مثافنت

    (مُ فَ یا فِ نَ) [ ع. مثافنه ] (مص م.)
    ۱- مجالست کردن، هم زانو نشستن.
    ۲- یاری کردن.

      مثابرت

      (مُ بَ رَ) [ ع. مثابره ]
      ۱- (مص ل.) پیوسته در کاری بودن.
      ۲- پیشی گرفتن.
      ۳- تحمل رنج و مشقت.

        متانت

        (مَ نَ) [ ع. متانه ] (مص ل.)
        ۱- پایداری، استواری.
        ۲- سنگینی، وقار.

          پیمایش به بالا