مصدر

لک دیدن

(~. دِ دَ) (مص ل.) دیدن لکه‌های خون غیر عادی در زنان که دلیل بیماری زنانه‌است.

    لقیه

    (لُ یَ یا یِ) [ ع. لقیه ] (مص م.)
    ۱- یک بار دیدن.
    ۲- د یدار کردن، ملاقات کردن.

      لقط

      (لَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- از زمین برداشتن چیزی را.
      ۲- چیدن (دانه و غیره).

        لقمه گرفتن

        (~. گِ رِ تَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
        ۱- لقمه ساختن برای کسی.
        ۲- کنایه از: کاری برای کسی در نظر گرفتن.

          پیمایش به بالا