(لَ دَ) (مص ل.) سخنان لاف و گزاف گفتن.
(~. گَ دَ)(مص م.)تأسف خوردن، پشیمانی نمودن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) تبسم کردن، شکرخند زدن.
(دَ) (مص ل.) ۱- ناله کردن، زوزه کشیدن سگ. ۲- هرزه گویی کردن.
(دَ) (مص ل.) ۱- لاف زدن. ۲- زوزه و ناله کردن سگ.
(~. پَ. زَ دَ) (مص ل.) سر ریز شدن.
(~. دَ) (مص ل.) بوسه دادن.
(دَ) (مص م.) جنباندن، تکان دادن.
(دَ) (مص م.)۱ – جنبانیدن. ۲- افشاندن.
(کَ دَ) (مص م.) زنده کسی را به میان دیوار نهادن، گچ گرفتن.