عادیه
(یَّ یا یُِ) [ ع. عادیه ] (اِفا. اِ.)
۱- مؤنث «عادی»؛ متجاوزه، متعدیه.
۲- جماعتی که مستعد قتال باشند.
۳- بعد، دوری.
۴- شغلی که مرد را از هر کار باز دارد.
۵- ظلم، شر.
(یَّ یا یُِ) [ ع. عادیه ] (اِفا. اِ.)
۱- مؤنث «عادی»؛ متجاوزه، متعدیه.
۲- جماعتی که مستعد قتال باشند.
۳- بعد، دوری.
۴- شغلی که مرد را از هر کار باز دارد.
۵- ظلم، شر.
(زِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.)
۱- خزانه دار.
۲- نام قطعهای است در بعضی از دستگاههای برقی که انرژی به صورت برق در آن ذخیره میشود.