اِفا. ص

نوافل

(نَ فِ) [ ع. ] (اِفا. ص.) جِ نافله ؛ نمازهای سنت که واجب نباشد، نمازهای مستحب.

    ناعمه

    (عِ مَ یا مِ) [ ع. ناعمه ] (اِفا. ص.) مؤنث ناعم.
    ۱- نرم و لین.
    ۲- دختر نیکو زندگانی و نیکو خورش.
    ۳- درختی که برگ آن نرم باشد.
    ۴- نرم تن. ج. نواعم.

      موازی

      (مُ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا. ص.) برابر، روبرو.
      ۲- دو خطی که فاصله بین شان به یک اندازه باشد و هرچقدر امتداد داده شوند به هم نرسند.

        منهضم

        (مُ هَ ض) [ ع. ] (اِفا. ص.) هضم شده و به تحلیل رفته (طعام).

          منقض

          (مُ نَ قَ ضّ) [ ع. ] (اِفا. ص.)
          ۱- سواری که بر دشمن هجوم آورد.
          ۲- بازی که از هوا بر شکار فرود آید.
          ۳- دیوار افتاده یا دیواری که نزدیک افتادن باشد.
          ۴- ستاره از هوا فرود آمده.

            منفسخ

            (مُ فَ س) [ ع. ] (اِفا. ص.) فسخ شده، برانداخته شده، لغو شده (عهد، بیع، نکاح و جز آن‌ها).

              Scroll to Top