مرده ری
(~. رِ) (اِ مر.) = مردری:
۱- مرده ریگ، میراث.
۲- مجازاً پست، ناچیز، فرومایه.
(بَ) (اِ مر.) لایه تیره رنگی که در نتیجه پوسیدگی برگهای تازه یا خشک و ساقههای جوان افتاده بر روی خاک جنگل به وجود میآید.
(~.) (اِ مر.) آشتی ظاهری که در باطن دلهای طرفین بر دشمنی باقی باشد؛ صلح به نفاق و مکر و فریب.
۱ – (ص نسب.) منسوب به شاه.
۲- (اِ مر.) واحد پول خُرد برابر با یک بیستم ریال که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی رایج بود.
۳- تره تیزک.
(مِ) [ ع – فا. ] (اِ مر.) نوعی مثنوی در بحر متقارب که در آن شاعر ساقی را مخاطب قرار میدهد و به بی ثباتی و ناپایداری این جهان اشاره میکند.