حر رب

یا

(حر رب.) به معنای ذیل آید: الف – ح رف ربط و عطف که معنای تردید یا اختیار را می‌رساند. ب – حرف شرط با فعل منفی آید و برای مفهوم مثبت آن فعل معنی ادات شرط دهد.

    ولی

    (وَ) [ ع. ] (حر رب.) استثناء را رساند: اما، ولیکن.

      ولیکن

      (وَ لِ کَ) [ ع. ] (حر رب.)
      ۱- استثناء را رساند، ولی، اما.
      ۲- از این جهت.

        مع ذلک

        (مَ عَ ذا لِ) [ ع. ] (حر رب.) با این حال، با وجود این.

          مثل

          (مِ ثْ) [ ع. ] (حر رب.) مانند، نظیر، همتا. ج. امثال. ؛ ~ موم: بسیار نرم. ؛ ~ تیر: بسیار تند. ؛ ~ استخوان: بسیار لاغر. ؛ ~ بره:بسیار رام. ؛ ~ شیشه: بسیار شکننده. ؛ ~ آدم: شایسته آدمیزاد.

            لکن

            (لا کِ) [ ع. ] (حر رب.) اما، لیکن، ولی.

              Scroll to Top