(هَ هَ) (ص. ق.) پاره پاره، چاک چاک.
(ص. ق.) = هاژ: درمانده، سرگشته. ؛~ و واج حیران، مبهوت.
(مُ ص نِ) [ ع – فا. ] (ص. ق.) از روی عدل و انصاف.
(مَ نِ) [ ع – فا. ] (ص. ق.) مانند معصوم، با بی گناهی.
(مَ نِ) (ص. ق.) مانند مستان، همچون م ست.
[ ع. ] (ص. ق.) بسیار، فراوان.
(زَ وَ) (ص. ق.) فوق، زبر.
(نِ) (ص ق.) مانند پیر.
(پَ یا پِ) (ص. ق.) ۱- روشن، آشکار. ۲- ظاهر، ضد باطن. ۳- مشخص، متمایز.
(بِ) [ په. ] (ص. ق.)زیاد، متعدد، فراوان، دارای کمیت بزرگ نامعلوم.