فع

کشفت

(کَ شَ)
۱- (ص.) پراکنده، پریشان.
۲- (فع.) سوم شخص مفرد ماضی از «کشفتن».

    جل

    (جَ لَّ) [ ع. ] (فع.) بزرگ است، کبیر است. ؛~الخالق بزرگ است آفریننده. ؛~جلاله بزرگ است شکوه او (خدای).

      تمت

      (تَ مَّ) [ ع. ] (فع.) به پایان رسید، تمام شد (در آخر کتاب‌ها و رساله‌ها نوشته شود).

        بزن

        (بِ زَ) (ص مر.)
        ۱- دلاور، شجاع.
        ۲- (فع.) دوم شخص مفرد امر حاضر از «زدن».

          پیمایش به بالا