صفت

ماسبق

(سَ بَ) [ ع. ] (ص.) گذشته، پیشینه. عطف به. مربوطه به گذشته، امری را به امر سابق پیوند دادن.

    ماسور

    [ ع. ] (ص.)
    ۱- گرفتار، محبوس.۲ – کسی که به احتباس بول مبتلی است.

      مارد

      (رِ) [ ع. ] (ص.) سرکش، گردنکش. ج. مرده.

        مادر

        (دَ)
        ۱- (اِ.) زنی که دارای فرزند است ؛ مام، والده، ام.
        ۲- (ص.) اصلی، اولیه، نخستین: صنایع مادر.
        ۳- زمین، خاک. ؛ ~ ِ فولادزره کنایه از: زن پیر و چاق و مهیب و بدجنس.

          مادرزاد

          (ص مف.) مربوط یا منسوب به هنگام زاده شدن مثل: کور مادرزاد.

            پیمایش به بالا