(لَ وّ) [ ع. ] (ص فا.) ۱- زیلوباف. ۲- سازنده لوازم چادر و خیمه. ۲- جوال باف.
(لَ وْ تَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) مشغول – کننده، سرگرم کننده.
(لِ دِ) (ص مف.) له شده، کوبیده شده.
(لَ بَ لِ) (ص.) ابله، نادان، احمق.
(لُ نِ) (ص.) ابله، احمق، نادان.
(لِ) (ص.) کوبیده و نرم شده.
(لَ شُ) (ص.) هر چیز بد و زشت، زبون، پست.
(~. بِ. لِ گِ) (ص مر.) ناجور، ناهمگون.
(لَ) (ص.) انسان یا حیوان که پایش آسیب دیده باشد و نتواند به درستی راه رود.
(لِ) (ص.) کجی و انحنا در پارچه.