عریان
(عُ) [ ع. ] (ص.) لخت، برهنه.
(عَ ض) [ ع. عریضه ] (اِ.)
۱- (ص.) مؤنث عریض.
۲- عرض حال، نامه یا در – خواستی که کسی به شخص بالاتراز خود مینویسد.
(عَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) زنِ تازه شوهر کرده. ج. عرائس.
۲- در فارسی: زنِ پسر.
۳- (ص.) بهترین، زیباترین. ؛~ هزار داماد کنایه از: دنیا و بی وفایی آن.